تبليغاتX
..... روزي اگر به سراغ من آمد به او بگو من خوب مي شناختمش نامت چو آوازي همِشه بر لب او بود حتي زمان مرگ . آن لحظه هاي پر ز درد و غم و غروب، آن بيقرار عشق چشم انتظار ديدن رويت نشسته بود. روزي اگر سراغ من آمد به او بگو شب در ميان تاريکي در نور ماهتاب هر روز در درخشش خورشيد تابناک هر لحظه در برابر آيينه ي زمان آن دختر ، سکوت در انتظار ديدن رويت نشسته بود . روزي اگر سراغ من آمد به او بگو جز تو دلش را به هيچ کس امانت نداد ، هرگز خيانتي به دستان تو نکرد ، هرگز نگاه پاک و زلال تو را با هيچ چشم سياه مستي عوض نکرد ، تا آخرين نفس در انتظار ديدن رويت نشسته بود . روزي اگر سراغ من آمد به او بگو افسوس ! دير شد ؛ اي کاش ! اي کاش کمي زودتر مي آمدي ، اما بگو من خوب مي دانم حتي در آن جهان آن خفته ي خموش ، در انتظار ديدن رويت نشسته است . روز ي اگر ....... اما ، نه ؛ او هيچوقت ديگر نمي آيد کاش عمرم را به پايش هدر نمي کردم

دیوان عشق
حرف خودمونی ...
سلام بچه ها

ببخشید از این که دیر آپ می کنم.

نمیدونم شاید این آخرین آپ باشه ..... شایدم گذاشتم برای فروش ..... شایدم همین جوری دادم دسته یکی دیکه ..... شایدم گذاشتم همین جوری موند ........ شایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد .....

فعلا بچه ها !!!

 بی بی من

بی بی من مــــــــــادر زینب بُوَد     جان شــــیعه از غمـــش بر لــب بُوَد

بی بی مــن حــــــــامی مولا بُوَد     بی بی مــــــــن شــــــــــافع فردا بُوَد

بی بی مــن عـــــــــترت طه بُوَد      نام ایــــشان بــــــــی گمان زهرا بُوَد

بی بی مــن لـــطف ایزد را عیان      بی بی من همـــــچو دریای بی کران

بی بی من خـسته از جور زمـان      بی بی من مادر صـــاحب زمان(عج)

بی بی من ســــــرور جمله زنان      عاجز از وصـــــفش شده اینک زبان

بی بی من خـــــانمی بوده جـوان      از چه شد عـمـــرش به یکباره خزان

بی بی من کوکـــب هفـت آسمان       بی بی من خـــانمی قامـــــــــت کمان

بی بی من آیـه ی تــــــطهیر بود       پس چرا ایشـــان زدنــــــــیا سیر بود

بی بی من قـــصه ی پروانـه بود      غیر حق با هر کسی بیگـــــــانه بـــود

بی بی من زنـدگی اش ساده بود       او به عشق مرتــــــضی دل داده بــود

بی بی من رنج بی حد دیده است       بوسه از دستش محمد(ص) چیده است

بی بی من طــــــــــالب دنیا نبود      بازوانــش ازچــــــه گردیــــــــده کبود

بی بی من بـــازوانش خسته بود        پیش رویــش دســــــت مولا بسته بود

بی بی من کعبه عشق است وبس      بی بی من پشــت در می زد نفــــــــس

 

 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/09ساعت 13:48  توسط متین | 
مژده ....

با عرض سلام خدمت همه دوستان گلم

به مناسبت فرا رسیدن عید قصد دارم که یه چدنتایی برای شما دوستان لوگو و بنر مجانی درست کنم .

حالا هر کی که لوگو یا بنر می خواد متن هایی که می خواد در لوگو ذکر بشه با عکس پشت زمینه را در قسمت نظرات بگه یا برام میل کنه تا یک روزه تحویلش بدم .

 

پیشاپیش هم عید و به همۀ دوستان گلم تبریک میگم

 

 

 نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/28ساعت 10:19  توسط متین | 
اسکرين سيور هری پاتر
يه چيز جالب برای طرفدارای هری پاتر دارم ... اسکرين سيور يا همون محافظ نمايش گر هری پاتر که وقتی اجرا می شه تمام جک و جونورا و چيزای جالب توی 4 کتاب اول هری پاتر رو معرفی می کنه. در کل ارزش دانلود رو داره جيگر!!!
 
 
        دانلود اسکرین سیور
        حجم : ۱۱۱۴ کیلو بایت
 
 نوشته شده در  شنبه 1385/11/28ساعت 20:53  توسط متین | 
مجموعه عکس اس ام اس
یک مجموعه عکس اس ام اس برای موضوعات مختلف که امیدوارم خوشتون بیاد.

دانلود

پسورد : lovespoem.blogfa

حجم:۱۴کیلو بایت

 نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت 16:18  توسط متین | 
عید غدیر مبارک

 نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 20:43  توسط متین | 
در گذشت ناصر عبدالهی

ببخشید بچه ها من دیر متوجه شدم ولی بازم تسلیت می گم

 نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/05ساعت 10:43  توسط متین | 
شب یلدا

روی گل تو نازنينم به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ،

 خنده هاتون مانند پسته و عمرتون به بلندی یلدا

شب یلدا يتان شاد باد


چند ماهی است که دلت تنگ شده 
برای چه نمی دانم! شاید برای هر چیزی غیر از خودت باشد. شاید هم دلت هر جایی
شده و نمی دانی. هر شب که به خانه می رسی شکمت را و بعد هم سرت را پر از غذا و خواب می کنی تا صبح روز بعد.
هر شب به همه و خودت قول میدهی تاصبح روز بعد
چند ماهی است که دلت برای قولهای خودت تنگ نمی شود و یادت می رود شبها به دلت شب بخیر بگویی.
پاییز که رفت بیا امشب به جای جوجه هایی که شاید در کودکی می شمردی قولها و عملهایت را بشمار بیا و امشب برای دل تنگت فال شکوفه های باران را با حافظ بخوان
شاید یلدا کمک کند تا صبح دلت یکبار دیگر برای خودت تنگ شود

 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/30ساعت 20:57  توسط متین | 
PSP مجانی

راستش منم نمی دونم که این راسته یا نه ولی گفتم امتحانش که ضرری نداره

شما هم خواستین امتحان کنین

تا حالا دوست داشتین یه Psp داشته باشین تا هر وقت و هر جا باهاش بازی کنید؟؟؟

میدونی Psp چنده؟؟  250000 تومان. میدونم دلت نمیخواد همچین پولیو که 1000 تا کار باهاش میشه کرد و از دست داد.

هر چی شما میگین اصلا همش دروغه. ولی آخه عقل تون و کار بندازین. شما دارین براشون تبلیغ میکنید نباید جایزه بگیرین؟؟؟

خواستی عضو شو خواستی نشو ولی بدون در هر دو حال

کاملا مجانی

هیچی پول نمیخواد

اگه میخوای بدون پرداخت پولی این دستگاهو داشته باشی فقط کافیست از طریق لینک زیر یا اینجا عضو شوید و 6 نفر دیگه عضو کنید تا Psp تون بیاد دم خونتون. سوالی داشتین حتما ازم بپرسید

قضیه اینم که شرکت داره PSP هاشو مجانی میده تبلیغی ه که داره واسش میشه و لینکایی که شما دارین واسش کلیک میکنید مطمین باشید طرف عقلشو از دست نداده.

اگه خواستین عضو بشین فقط کافیست رو لینک زیر کلیک کنید. بقیه کاراشم از من بپرسید

http://psp.GustoNetwork.com/index.php?mid=43712

 

 نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت 9:18  توسط متین | 
موضوع آزاد

امروز چون چیزی نداشتم به خاطره همین تصمیم گرفتم که از شما کمک بگریم.

شما بگید موضوع بعدی من چی باشه هر چی که می خواهین در قسمت نظرات بنویسین تا در اولین فرصت براتون در وبلاگ قرار بدم.

** منتظره نظرات شما هستم **

 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/16ساعت 15:24  توسط متین | 
یه کم به زندگی که می کنیم فکر کنیم ...!

این عکس ها تنها نمونه های کوچکی از واقعیت بسیار کثیفی است به نام زیستن در نظم کنونی!  این عکس ها تنها تکه های کوچکی است از لجن زاری که نظم و سیستم نابرابر به ما تحمیل کرده اند.   از زمانی که این عکس ها را دیده ام!  دیگر هیچ چیز ناراحتم نمی کند. در یک شو ک به سر می برم!

سرمایه داری جهانی تنها نیویورک و دبی نیست! سرمایه داری جهانی تنها فروشگاه های شیک و رستوران های با کلاس نیست. سرمایه داری جهانی تنها اوج لذت در کوهستان قدرت نیست! سرمایه داری جهانی این عکس هاست! سرمایه داری جهانی را از روی این عکس ها باید شناخت نه از روی سخنان پر زرق و برق لیبرال دموکراسی!

نمی دانم آیا تا انتها این سرنوشت محتوم زندگی بشری ماست؟ آیا راهی برای تغییر آن وجود دارد؟

من اما همچنان امید دارم و آرمان دارم که بتوان تغییری داد! این وضع را لااقل اندکی تکان داد.

 شکست های اجتماعی و عاطفی و مالی ام در جلوی این عکس ها همچون دود سیگارم بی اساس و پایه و غیر مهم می نمایاند!

دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست!

خیلی داغون تر از این حرفام که بتوانم حرف دیگری بزنم!

شما هم نگاهی بیاندازید شاید اندکی تکان خوردیم!

بقیه عکس ها در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
 نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/12ساعت 14:34  توسط متین | 
چه کسی شیطان را خلق میکند؟

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و
خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن
گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.
آن شاگرد کوچک آلبرت انیشتین بود.

بله شيطان آنجاست که وجود ما از خدا دور ميشود تا به شيطان و گناه نزديکتر شود. مفهوم شيطان را خود ما خلق ميکنيم و بستر آن بی خدايی است.

 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/02ساعت 10:0  توسط متین | 
دختران جنوبی ختنه می‌شوند

شاید بعضی ها از این مطلب خوششون نیاد

 به خاطر همین این را در ادامه مطلب قرار می دم

 دختران جنوبی ختنه می‌شوند تا لذت زنانه در آنها کشته شود


ادامه مطلب
 نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 19:0  توسط متین | 
مادر

كودكی كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:    
      می گويند كه فردا مرا به زمين می فرستی 
      اما من به اين كوچكی و ناتوانی 
      چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟؟
      خداوند پاسخ داد :
      از ميان فرشتگان بيشمارم يكی را برای تو در نظر گرفته ام.
      او در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود .
      كودك همچنان مردد و ادامه داد
      اما اينجا در بهشت من جز خنديدن و آواز و شادی كاری ندارم.
      خداوند لبخند زد :
      فرشته ی تو برايت آواز خواهد خواند و
      هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او
      را احساس خواهی كرد و شاد خواهی بود .
      كودك ادامه داد :
      من چطور می توانم بفهمم
      كه مردم چه می گويند در حالی 
      كه زبان آنها را نمی دانم.
      خداوند او را نوازش كرد و گفت :
      فرشته ی تو زيباترين وشيرين ترين
      واژه هايی را كه ممكن است بشنوی در
      گوش تو زمزمه خواهد كرد و با
      دقت و صبوری به تو ياد خواهد
      داد كه چگونه صحبت كنی.
      كودك با ناراحتی گفت :
      اما اگر بخواهم با تو صحبت كنم چه كنم؟؟
      و خدا براي اين سئوال هم پاسخی داشت؟
      " فرشته ات دستهای تو را در كنار هم
      قرار خواهد داد و به تو می آموزد كه چگونه دعا كنی ."
      كودك سرش را برگرداند و پرسيد :
      شنيده ام كه در زمين انسانهای بد
      هم زندگی می كنند. چه كسی
      از من محافظت خواهد كرد؟؟
      خدا گفت :
      فرشته ات از تو محافظت
      خواهد كرد حتی اگر به
      قيمت جانش تمام شود.
      كودك با نگرانی ادامه داد :
      اما من هميشه به اين دليل
      كه نمی توانم تو را ببينم
      غمگين خواهم بود.
      خداوند لبخند زد و گفت :
      فرشته ات هميشه درباره من
      با تو صحبت خواهد كرد
      اگرچه من هميشه در كنار تو هستم.
      در آن هنگام بهشت آرام بود
      - اما صداهايی از زمين به گوش می رسيد .
      كودك می دانست كه بزودی 
      بايد سفر خود را آغاز كند
      . پس سوال آخر را به آرامی از خداوند پرسيد :
      خدايا اگر بايد هم اكنون به دنيا بروم
      لا اقل نام فرشته ام را به من بگو .
      خداوند او رانوازش كرد و پاسخ داد :
      نام فرشته ات اهميتی ندارد
      ولی می توانی او را "مادر" صدا كنی .

 نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/29ساعت 18:29  توسط متین | 
دستگيری زهرا امیر ابراهیمی تقلبی !

دستگيری زهرا امیر ابراهیمی تقلبی !

رییس پلیس تهران:به حول قوه الهی و با تلاش ماموران نیروی

انتظامی تهران بزرگ ۲ نفر از عوامل اصلی این پرونده را دستگیر و تحویل مقامات قضایی داده شد ولی هنوز متهم ردیف اول علی ملقب به قشو متواری شده است .اخرین گزارشات حاکی است که رد پای این شخص را تا حوالی زادگاه خود یعنی قزوین تعقیب کرده اند.

زن مبدل خانم ابراهیمی به تمامی کارهای خود اعتراف کرده است و فردا در شعبه ۲ دادگاه قضایی تهران محاکمه خواهد شد.

رییس پلیس تهران:خانوم سکینه.م متولد ۶۱.۳.۱۳ تهران میباشد وی که ۲سالی است که از خانه ی پدری خود متواری شده است به خاطره پول و البته با فریب نقش اول این داستان (علی معروف به قشو) تن به این کار نا جوانمردانه داده است و البته از این عمل خود اظهار ندامت میکند

و همه ی ماجرا را اعتراف کرده است.

 

تاریخ این مطلب : ۲۱ / ۸ / ۱۳۸۵


 

 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/25ساعت 14:9  توسط متین | 
سوال سخت

فقط می خوام به من بگین چرا ؟

این همه آدم اونوقت یه نفر هم نظر نداده

چراااااااااا ؟

می شه یکی منو تو این سوال سخت راهنمایی کنه ؟

 

 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/18ساعت 19:11  توسط متین | 
مژده مژده

سلام بچه ها امروز با یه خبر توپ امدم

خوب اگر تعداد نظراتتون زیاد بشه 

آلبوم  جدید بنیامین به نام عروسک را براتون میزارم

راستی الانم در حال آپلودش هستم

 

 نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/08ساعت 7:45  توسط متین | 
" اشتباه سکسی " شبکه اس وی تی

" اشتباه سکسی " شبکه اس وی تی خبری جهانی

اینجا ببینید

 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 20:31  توسط متین | 
سوال

می دونید من یه سوال داشتم ...

چرا وقتی  این وبلاگ حداقل روزی ۲۰ نفر بازدید کننده داره

نباید حتی یکی از اینا یه نظر بدن ؟؟؟

ممنون میشم اگر منو تو این سوال راهنمایی کنین ؟

 نوشته شده در  جمعه 1385/07/28ساعت 19:21  توسط متین | 
بیوگرافی سیاوش قمیشی

اگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است.

سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.

سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.

سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.

اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.

موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست.

نظر یادتون نره

 نوشته شده در  سه شنبه 1385/07/25ساعت 23:49  توسط متین | 
شهادت حضرت علی

شهادت حضرت علی ( ع ) را بر همه شما تسلیت باد

 

 نوشته شده در  شنبه 1385/07/22ساعت 21:6  توسط متین | 
دختری افغان، اولين ملکه زيبايی

First Muslim Miss England crowned

    دختری افغان، اولين ملکه زيبايی مسلمان انگلستان شد

A teenager from an Afghan Family who was born in Uzbekistan has become the first Muslim beauty contestant to be crowned Miss England.

دختری مسلمان که از والدينی افغانی در ازبکستان به دنيا آمده،
اولين زن مسلمانی شد که تاج ملکه زيبايی انگلستان را بر سر می گذارد.

Hammasa Kohistani, 18, said she was "happy to make history" and was looking forward to representing England in the Miss World championships in China.

حماسه کوهستانی، ۱۸ ساله، اعلام کرد که خوشحال است که "تاريخ ساز" شده و مشتاقانه منتظر است تا در رقابتهای دختر شايسته جهان در چين به رقابت بپردازد.

She was born in Tashkent, central Uzbekistan, after her parents were forced to flee Afghanistan.

خانم کوهستانی بعد از آن که پدر و مادرش ناگزير به فرار از افغانستان شدند، در تاشکند ازبکستان به دنيا آمده است.

The brunette, who speaks six languages including Russian and Persian, was selected from 40 contestants. She was crowned on Saturday night following the two-day competition at Liverpool's Olympia Theatre.

وی که به شش زبان از جمله روسی و فارسی صحبت می کند، از ميان ۴۰ رقيب برگزيده شد. وی پس از مراسمی دو روزه در ليورپول شنبه شب، سوم سپتامبر تاج ملکه زيبايی را بر سر گذاشت.

I'm making history and I'm very happy.
                                                           Hammasa Kohistani

" من تاريخ ساز شده ام و بسيار خوشحالم."
                                حماسه کوهستانی

Dressed in an ivory white chiffon and silk ball gown designed and made by her mother, the teenager spoke of her joy at winning the title. "When they announced that I had won I thought I had misheard. I hoped they hadn't, but it took a second to sink in."

خانم کوهستانی که می گويد مادرش در انتخاب و تهيه لباسش نقش داشته بود، اعلام کرد: "وقتی آنها گفتند که من برنده شده ام، فکر کردم که اشتباه شنيدم. دعا می کردم اشتباه نکرده باشند، يک لحظه طول کشيد تا باورم شود."

Asked about her feelings at being the first Muslim Miss England, she said: "I'm making history and I'm very happy. Hopefully I won't be the last."

وقتی از وی درباره احساسش به عنوان اولين دختر مسلمان برنده اين افتخار سوال شد، اين دختر ۱۸ ساله پاسخ داد: "من تاريخ ساز شده ام و بسيار خوشحالم. اميدوارم من آخرين نفر (مسلمان) نباشم."

The student, who was known as Miss Maya after the Asian fashion house which sponsored her, has also been offered a part in a forthcoming Bollywood movie.

به خانم کوهستانی که توانست بر يک رقيب مسلمان ديگر، سارا مندلی، ۲۳ ساله از ناتينگهام غلبه کند، برای بازی در يک فيلم باليوودی پيشنهاد شده است.

Among those Miss Kohistani beat was another Muslim entrant, Sarah Mendly, 23, who was voted Miss Nottingham. Miss Mendly had been among the favourites but her entry caused controversy when Liverpool's Islamic institute called on her to pull out because contestants are often scantily clad.

دوشيزه مندلی بخت بلندی داشت ولی ورودش به اين مسابقات در ميان مسلمانان ليورپول جنجال براه انداخت و يک موسسه اسلامی از وی خواست کنار برود زيرا رقبای اين تورنمنت اغلب بايد لباسهای بدن نما بپوشند.

The Miss World championships will be held in December.

مسابقات جهانی دختر شايسته در ماه دسامبر برگزار می شود.

 

 نوشته شده در  جمعه 1385/07/07ساعت 16:19  توسط متین | 
همه جا نرگس

اين روزها هر جا که ميری صحبت از نرگس و شوکت و نسرينه!...

narges - by mahnaz yazdani

تعليمات اجتماعی و بار مفاهيم اين سريال اونقدر جذاب و لطيف

است که نميشه از ديدنش چشم پوشيد!...

narges - by mahnaz yazdani

بطوريکه حتی در ليگهای اروپا هم تصميم گرفته شده برای جذب

تماشاگر از اين سريال استفاده بشه!...

narges - by mahnaz yazdani

اين سريال نقاط قوت بسياری داره!... مثلا ريتم تندش روی هرچی

فيلم اکشن مثل ماتريکس و کبرا ۱۱ رو کم کرده...!

narges - by mahnaz yazdani

واقعيتهای تلخ اجتماعی مثل فقر رو به صورت کاملا ملموس و

باور پذير به تصوير کشيده!....

narges - by mahnaz yazdani

ارزش و جايگاه واقعی روابط خانوادگی رو به همگان نشون داده!...

narges - by mahnaz yazdani

آخرين و ناشناخته ترين روشهای روانشناسی رو آموزش داده!...

narges - by mahnaz yazdani

... و مهمتر از همه روی تمام کليشه ها و باورها خط بطلان کشيده.

چرا نميشه بدون داشتن يک ذره عقل و سواد و هنر و استعداد و خوشگلی يه پسر پولدار و خوشگل تور زد؟!!... .

narges - by mahnaz yazdani

يه جايی خوندم که آدمها پنج دسته اند:

۱- اونهايی که نرگس رو با دل و جون ميبينند و براشون مهم نيست

بقيه راجع بهشون چی فکر ميکنند.

۲- اونهايی که نرگس رو نميبينند و کاری هم ندارند که بقيه ميبينند يا نه!

۳- اونهايی که نرگس رو نميبينند و اونايی رو که ميبينند مسخره ميکنند.

۴- اونهايی که نرگس رو نميخوان ببينند چون ميخوان آدمهای باکلاسی

باشند اما بعضی وقتها يواشکی ميبينند!

۵- و آخر سر اونهايی که اصلا تلويزيون ندارند که نرگس رو ببينند.

شما از کدوم دسته ايد؟!.... .

 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/06ساعت 8:33  توسط متین | 
قالب وبلاگم تموم شد

 نوع قالب وبلاگم را بالاخره بعد از کلی وقت تمومش کردم

خداییش خسته نباشم

حالا ببینم خوب شده یا نه ؟ ...

لطف می کنین نظر بدین

 نوشته شده در  جمعه 1385/06/31ساعت 22:41  توسط متین | 
نظرات

خداییش اگه نظر ندین دیگه ... دیگه ... ندادین دیگه

نمی شه کسی مجبور کرد که کاری که نمی خواد و انجام بده

مگه نه ...

 نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/26ساعت 9:43  توسط متین | 
زندگی با مشکلاتش قشنگه
 


يه روز تصمیم گرفتم بخاطر مشكلم خودم رو از بالای ساختمان پرت کنم پایین

.................

 

 طبقه دهم زوجی رو دیدم که عاشقانه یکدیگر رو در آغوش گرفته بودند

 

 

 طبقه نهم پیتر رو دیدم که مثل همیشه تنها بود و گریه می کرد

 

طبقه هشتم مردی رو دیدم که نامزدش با بهترین دوستش هم خواب شده بود

 طبقه هفتم دختری رو  دیدم که قرص های ضد افسردگی روزانه اش رو می خورد

 

 طبقه ششم شخص بیکار رو دیدیم که هفت تا روزنامه خریده بود و نا امیدانه دنبال کار می گشت

 

 
طبقه پنجم آقای وانگ رو دیدم که داشت لباش خانمومش رو می پوشید ؟؟

 

 طبقه چهارم رز رو دیدیم که مثل همیشه با دوست پسرش جر و بحث می کرد

 

 
طبقه سوم مرد پیری رو دیدم که امیدوارانه منتظر بود تا کسی زنگ خونه اش رو بزنه و به دیدنش بیاد

 

 
طبقه دوم لیلی همچنان غصه شوهر گم شده اش رو که از یک سال و نیم پیش نا پدید شده بود را می خورد

 

 قبل از اینکه خودم رو از ساختمان پرتاب کنم فکر می کردم من بد شانس ترین فرد دنیا هستم

 
 

 

الان می دونم که هر کسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره بعد از اینکه تمام اینها رو دیدم به این موضوع فکر کردم که من اونقدر ها هم بد بخت نبودم

همه اون آدم هایی که دیدیم الان دارند به من نگاه می کنند

 
و حتما پیش خودشون فکر می کنند که اونقدر ها هم بدبخت نیستنند

 

خیلی خوبه که آدم مهم باشه ولی مهم تر از همه اینه که آدم خوب باشه و هر مقامي هم كه باشه مغرور نباشه.
 
این داستان کوتاه رو به تمام دوستانتون بفرستید و بهشون یاد آوری کنید که زندگی با مشکلاتش زیباست و واقعا ارزشمند است.

 

 نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/13ساعت 21:52  توسط متین | 
قندان نقره ای

خانم حميدی برای ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعنی لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با يک هم اتاقی دختر بنام Vikki زندگی می کند. کاری از دست خانم حميدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خيلی خوشگل بود. او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث کنجکاوی بيشتر او می شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : " من می دانم که شما چه فکری می کنيد ، اما من به شما اطمينان می دهم که من و Vikki فقط هم اتاقی هستيم . "
حدود يک هفته بعد ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتی که مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره ای من گم شده ، تو فکر نمی کنی که او قندان را برداشته باشد ؟ "
" خب، من شک دارم ، اما برای اطمينان به او ايميل خواهم زد . "

او در ايميل خود نوشت :
مادر عزيزم، من نمی گم که شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمی گم که شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است که قندان از وقتی که شما به تهران برگشتيد گم شده . "
با عشق، مسعود

روز بعد ، مسعود يک ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود : 

 پسر عزيزم، من نمی گم تو با Vikki رابطه داری ! ، و در ضـــمن نمی گم که تو باهاش رابطه نداری . اما در هر صورت واقعيت اين است که اگر او در تختخواب خودش می خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا کرده بود.
با عشق ، مامان

 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/09ساعت 15:1  توسط متین | 
فیلترینگ جدید مخابرات

فیلترینگ جدید مخابرات

 نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/09ساعت 14:26  توسط متین |