تبليغاتX
..... روزي اگر به سراغ من آمد به او بگو من خوب مي شناختمش نامت چو آوازي همِشه بر لب او بود حتي زمان مرگ . آن لحظه هاي پر ز درد و غم و غروب، آن بيقرار عشق چشم انتظار ديدن رويت نشسته بود. روزي اگر سراغ من آمد به او بگو شب در ميان تاريکي در نور ماهتاب هر روز در درخشش خورشيد تابناک هر لحظه در برابر آيينه ي زمان آن دختر ، سکوت در انتظار ديدن رويت نشسته بود . روزي اگر سراغ من آمد به او بگو جز تو دلش را به هيچ کس امانت نداد ، هرگز خيانتي به دستان تو نکرد ، هرگز نگاه پاک و زلال تو را با هيچ چشم سياه مستي عوض نکرد ، تا آخرين نفس در انتظار ديدن رويت نشسته بود . روزي اگر سراغ من آمد به او بگو افسوس ! دير شد ؛ اي کاش ! اي کاش کمي زودتر مي آمدي ، اما بگو من خوب مي دانم حتي در آن جهان آن خفته ي خموش ، در انتظار ديدن رويت نشسته است . روز ي اگر ....... اما ، نه ؛ او هيچوقت ديگر نمي آيد کاش عمرم را به پايش هدر نمي کردم

دیوان عشق
قالب های بلاگفا

قالبهای رایگان برای بلاگفا

در صورت انتخاب قالب مورد نظر بر روی دریافت قالب کلیک کرده و محتویات آن را در ویرایش قالب آرشیو و ویرایش قالب خود کپی کنید.

مشاهده قالب               دریافت قالب


مشاهده قالب               دریافت قالب


مشاهده قالب               دریافت قالب

 

 نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/07ساعت 21:48  توسط متین |